همه جوره!
بعضی ادم ها باران را احساس می کنند و بعضی فقط خیس می شوند... محـــکم تر از آنم که برای تنــها نــبودنم آنچه که اســـمش را غــرور گذاشته ام برایت بــه زمیـــن بکوبــم احـســاس من قیمتــی دارد که هرکس ارزش آن را ندارد...
آدمهایی که امروز دوستت دارند و فردابدون هیچ توضیحی رهایت می کنند... آدمهایی که امروز پای درد دلت می نشینند و فردا بیرحمانه قضاوتت می کنند... آدمهایی که امروز با تعریف هایشان تو را به عرش می برند و فردا سخت بر زمینت می زنند...
آدمهایی که فقط ظاهرا آدمند ...
چیزی هستند شبیه مداد رنگی های دوران بچگی مان !!
هر چه بخواهند می کشند... هر رنگ که بخواهند می زنند. ميدونستين خرچنگها تو عروسياشون نميتونن دست بزنن فقط بشکن ريز ميزنن! بريد حال کنيد با اين اطلاعاتي که در اختيارتون ميزارم !! من هروقت زمين ميخورم به جاي اينکه ببينم کجام داغون شده فقط نگا ميکنم دورم کسي نباشه. بعد ميام خونه ميبينم عه دستم قطع شده! چرا به اوني که اولين بار به ذهنش رسيد زرشکو سرخ کنه بريزه توي پلو نوبل ندادن؟ خدمت به بشريت مگه فقط کشف واکسن و قرصه؟ میدونی ضد حال ینی چی؟
يه بار رفتم باشگاه بدنسازي اسم نوشتم
مربيه همون روز اول بهم يه رژيم داد
صبح باس يه خرما ليس ميزدم؛
اونوقت شب به همون خرماي صبح خيره ميشدم!
سه روز رفتم بعدش به اين نتيجه رسيدم که مرد بايد معرفت داشته باشه نه بازوي ستبر…..!!!
جالبه ها موقع درس تو مغزم یه مدیا پلیر قوی نصب میشه که قدرت پخش آهنگای قدیمی رم باکیفیت بالا داره..لامصب دختره پست گذاشته بود : ” نرو !!! دردناک ترين التماس دنياست !! باختـــــــــــیم اما شرافتمندانه باختیم.... بازیشون عالـــــــــیییییی بود اما خداییش بد گروهی افتادن ایشالا که یه شنبه می برن به سلامتیــــــــــــــــــــــشــــــــــــــــــــــــون آي خدا مُو مِدِنُم ، مو مِدِنُم دوسُم دِري چيجــــــوري دِلِت مِيه مُو رِه تنها بيذيري آخه مو چـــيكارُمه كُجـــايه مُو لَنگ مِزِنه مگه او شــَـهريه رِِه نديدي كه بَنگ مِزِنه او كارِش هميشه با سيخ و سُخُل بافور دود مگه كار مو چيهِ ، دنبال گوسفند صبح زود اي رِه مو قيول دِروم هر دو تو كار نخــودِم ولي ما او نخــــوداره توي اُوگوش مُخـورِم تو كه او شَهريه رِه ميبـــيني با يه دُخَترِه ولي مو هَمَش كُجام يَكـسِره توي بَخَترِه بِچِه هايِ قِلِه مان يـــــَكسِره هِي چينگ مِزِِنَن كسي كه با خرش هي حرف بزنه خينگ مِدِنن خرومَم راه نِمِده به جُغُ و پُــــــغِش رسيده چون صداي خره ماده شِه او از دور شِنيده شامپو خریدم روش نوشته: این محصول را روی سرتان بریزید و موهایتان را بمالید سپس آبکشی کنید! من میخواستم بریزم تو دهنم قرقره کنم،خدا خیرشون بده آگاهم کردن نیمه شبِ پریشب گشتم دچار کابوس گفتا: به جای هدهد دیش است و ماهواره خونه ی مادر بزرگه الان آپارتمانه حسني نگو جوون بگو دلتنگی هایت را در آغوش بگیر و بخواب … خدا پرسید میخوری یا میبری؟ پسر كوچولو بعد از رفتن به رختخواب: بابااااااااااااا http://www.irannaz.com/news_detail_884.html اقا این سایته پر فاله! حوصلت سر رفت برو ببین
: тαɢƨ
: тαɢƨ
اگر درد داری
تحمل کن
روی هم که تلمبار شد
دیگر نمی فهمی کدام درد از کجاست
کم کم خودش بی حس میشود!
: тαɢƨ
: тαɢƨ
ینی اینکه بیسکوییت رو ببری داخل چایی تا نرم شه بعد که درمیاری نصفش نباشه اصن آدم از زندگی ناامید میشه...
بعد من رفتم زيرش نظر گذاشتم گذاشتم :
“ولي به نظر مــن نرو يکي از بهترين نرم افزارهاي رايت سي ديه !!”
اصن اين دخترها الکي با همه چيز احساسي برخورد مي کنن
: тαɢƨ
: тαɢƨ
: тαɢƨ
: тαɢƨ
دیدم به خواب، حافظ توی صف اتوبوس
گفتم: سلام حافظ گفتا : علیک جانم
گفتم: کجا روی تو؟ -والله خود ندانم
گفتم : بگیر فالی گفتا نمانده حالی
گفتم: چگونه ای تو؟ - در بند بی خیالی
گفتم که تازه تازه شعر و غزل چه داری؟
گفتا که می سرایم شعر سپیدباری
گفتم: ز دولت عشق، گفتا:که کودتا شد
گفتم: رقیب، گفتا:که کله پا شد
گفتم: کجاست لیلی؟ مشغول دلربایی؟
گفتا: شده ستاره در فیلم سینمایی
گفتم: بگو، ز خالش، آن خال آتش افروز؟
گفتا: عمل نموده، دیروز یا پریروز
گفتم: بگو ز مویش، گفتا که مش نموده
گفتم: بگو، ز یارش، گفتا ولش نموده
گفتم: چرا؟ چگونه؟ عاقل شده است مجنون؟
گفتا: شدید گشته معتاد گرد و افیون
گفتم: کجاست جمشید؟ جام جهان نمایش؟
گفتا: خریده قسطی تلویزیون به جایش
گفتم: بگو، ز ساقی حالا شده چه کاره؟
گفتا: شدست منشی در دفتر اداره
گفتم: بگو؛ ز زاهد آن رهنمای منزل
گفتا: که دست خود را بردار از سر دل
گفتم: ز ساربان گو با کاروان غم ها
گفتا: آژانس دارد با تور دور دنیا
گفتم: بگو، ز محمل یا از کجاوه یادی
گفتا: پژو، دوو، بنز یا گلف نوک مدادی
گفتم که قاصدت کو آن باد صبح شرقی
گفتا که جای خود را داده به فاکس برقی
گفتم: بیا ز هدهد جوییم راه چاره
گفتم: سلام ما را باد صبا کجا برد؟
گفتا: به پست داده، آورد یا نیاورد؟
گفتم: بگو ز مُشکٍ آهوی دشتِ زنگی
گفتم: سراغ داری میخانه ای حسابی؟
گفتا: آنچه بود از دَم گشته چلو کبابی
گفتم: بیا دو تایی لب تر کنیم پنهان
گفتا: نمی هراسی از چوب پاسبانان؟
گفتم شراب نابی تو دست و پا نداری؟
گفتا که جاش دارم وافور با نگاری
گفتم: بلند بوده موی تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم اَز ته زدند آن ها
گفتم: شما و زندان؟ حافظ ما رو گرفتی؟
گفتا: ندیده بودم هالو به این خرفتی
: тαɢƨ
خونه ی مادر بزرگه استخر و لابی داره
خونه ی مادر بزرگه wifi ی مفتی داره
خونه ی مادر بزرگه دیش و LNB داره
کنار خونه ی اون همیشه پارتی برپاست/پارتیهای محله پر شور و شوق و غوغاست
مادر بزره الان مازراتی سواره/رنگ موهاشم هر روز جور واجورو باحاله..
خونه ی مادر بزرگه الان اپارتمانه
خونه ی مادر بزرگه استخر و لابی داره
خونه ی مادر بزرگه wifi ی مفتی داره
خونه ی مادر بزرگه دیش و LNB داره
مادر بزرگه الان شلوار جین می پوشه/کفش کالج و کیفش همیشه روبه روشه
مادر بزرگه هرشب Gem Tv رو میبینه/خرم سلطان و سنبل لامیارو میبینه
خونه ی مادر بزرگه هنوز خیلی باحاله
خونه ی مادر بزرگه حرفای خاصی داره
: тαɢƨ
علاف و چش چرون بگو
موي ژلي، ابرو کوتاه، زبون دراز، واه واه واه
نه سيما جون ،نه رعنا جون
نه نازي و پريسا جون
هيچ کس باهاش رفيق نبود
تنها توي کافي شاپ
نگاه مي کرد به بشقاب !
باباش مي گفت : حسني مي ري به سربازي ؟
نه نمي رم نه نمي رم
به دخترا دل مي بازي ؟!
نه نمي دم نه نمي دم
گل پري جون با زانتيا
ويبره مي رفت تو کوچه ها
گليه چرا ويبره ميري ؟
دارم ميرم به سلموني
که شب برم به مهموني
گلي خانوم نازنين با زانتياي نقطه چين
يه کمي به من سواري مي دي ؟!
نه که نمي دم
چرا نمي دي ؟
واسه اينکه من قشنگم ، درس خونم و زرنگم
اما تو چي ؟
نه کار داري؟ نه مال داري؟ فقط هزار خيال داري
موي ژلي ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ،واه واه واه
در وا شد و پريچه
با ناز اومد تو کوچه
پري کوچولو ، تپل مپولو ، مياي با من بريم بيرون ؟
مامان پري ،از اون بالا
نگاه مي کرد تو کوچه را
داد زد و گفت : اوي ! بي حيا
برو خونه تون تو را بخدا
دختر ريزه ميزه
حسابي فرز و تيزه
اما تو چي ؟
نه کار داري ؟ نه مال داري ؟ فقط هزار خيال داري
موي ژلي ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه
نازي اومد از استخر
تو پوپکي يا نازي ؟
من نازي جوانم
مياي بريم کافي شاپ؟
نه جانم
چرا نمياي ؟
واسه اينکه من صبح تا غروب ،پايين ،بالا ،شمال ،جنوب ،دنبال يک شوهر خوب
اما تو چي ؟
نه کار داري ؟ نه مال داري ؟ فقط هزار خيال داري
موي ژلي ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه
حسني يهو مثه جت
رسيد به يک کافي نت
آن شد و رفت تو چت روم
گپيد با صد تا خانووم!
هيشکي نگفت کي هستي ؟
چي کاره اي چي هستي ؟
تو دنياي مجازي
علافي کرد و بازي
خوشحال و شادمونه
رفت و رسيد به خونه
باباش که گفت: حسني برات زن بگيرم ؟
اره مي خوام اره ميخوام
حسني اومد موهاشو
يه خورده ابروهاشو
درست و راست و ريس کرد
رفت و تو کوچه فيس کرد
يه زن گرفت و شاد شد
زي زي شد و دوماد شد
: тαɢƨ
هیچکس آشفتگی ات را شانه نخواهد زد …
این جمع پر از تنهاییست
: тαɢƨ
و من گرسنه پاسخ دادم میخورم
چه میدانستم لذت ها را می برند، حسرتها را می خورند …
: тαɢƨ
پدر: بله؟
پسر كوچولو: میشه برام یه لیوان آب بیاری؟
پدر: نخیر نمیشه. قبل از اینكه بخوابی گفتم آب می خوری؟ گفتی نه.
3 دقیقه بعد، پسر كوچولو: بابااااا تشنه امه، یه لیوان آب میاری؟
پدر: نخیرررر، اگه یه بار دیگه آب بخوای، میام یكی میزنم توی گوشت تا بخوابی.
5 دقیقه بعد، پسر كوچولو: بابا.... میشه وقتی میای منو بزنی، یه لیوان آبم بیاری
: тαɢƨ
: тαɢƨ